جزئیات این بخش

تعداد مطالب: 9
تعداد صفحات: 1

جذابترین های این بخش

آیا میدانستید؟

خدمات

گزارشات

سیستم عامل: Unknown OS Platform
مرورگر شما: Unknown Browser
کشور شما: United States
موقعیت شما: 54.156.32.65

بازدید دیروز: 0
بازدید کننده دیروز: 0
بازدید امروز: 2874
بازدید کننده امروز: 1435
بازدید کل تا به امروز: 1904042

GPS آنلاین

مسیر یاب آنلاین آسان

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای مدار سیم کشی برق موتورسیکلت

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت آپاچی 180 و آپاچی 160

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت تریل سوزوکی

تبلیغات

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت هندا

بیمزه ترین لطیفه ها...

1- مکیدن ممنوع ! ، خوردن ممنوع ! لیسیدن ممنوع ! فرو کردن انگشت ممنوع ! زبان زدن ممنوع ! اینا رو حیف نون در مغازه عسل فروشیش نوشته بود !!!

 
2- حیف نون میره هتل :
صبح روز اول میره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: “از ساعت ۷ الی ۱۱ صبحانه ، از ساعت ۱۱ الی ۵ ناهار و از ساعت ۵ الی ۱۱ شب شام سرو می شود…” پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟

 

3- حیف نون زنگ می زنه فرودگاه می گه: ببخشید خانم از تهران تا شیراز چقد راهه؟ دختره میگه یه لحظه!  حیف نون میگه مرسی و قطع می کنه!

......


سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید در به دری ، هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است  و چون به پایان رسد مایه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب ..... از جیب و جان که بر آید ...... کز عهده خرجش به در آید 

نظر یادتون نره


واژه های جدید لغت نامه حیف نون:

زنبوردار:کسی که همسر بلوند دارد!
کاشمری:در آرزوی ازدواج!
کاج:نمایندگی انتشارات گاج در دوبی!
ژنتیک:ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد!
وایمکس:درنگ چرا؟
گشتاور:یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را خبر می کنند.
...


مجموعه شادی و خنده قسمت پنجم121تا 150 پایان

121- خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.خانم دومی: آخه چرا؟ خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!

122- مرد، این موجود بیچاره!وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش!

123- اگر ديدي مردي در ماشين رو بري خانمش باز کرد مطمئن باشيد که يا ماشين نو است يا خانم!

124- بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!

125- معلمه سر کلاس میگه هرکی خنگه از سر جاش پاشه یکی از شاگرد ها از جاش پا میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم پاشدیم شما تنها نمونی !

126- هیچ کادوی زشت و به دردنخوری دور انداخته نمیشود فقط ازخانه ای به .....................


مجموعه شادی و خنده قسمت چهارم 91 تا 120

 91- دو راه برای خانم مهندس شدن هست:

1- اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی.

2- یا اینکه یه شوهر مهندس پیدا کنی

 

 92- يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که : تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ؛ يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله

 

93- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

 

94- فالگير: فردا شوهرتون ميميره! زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!


مجموعه شادی و خنده قسمت سوم 61 تا 90

61- ویژگی خانو م ها  در زنگی:

     بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن    بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن    بزرگترین جهاد؟ شوهر کشتن

     بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن   بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن    بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر !

 62- زن: اوه! نیگا کن ببین پشه چه جوری دستمو زخم کرده!! شوهر با بی حوصلگی میگه: ببین محض رضای خدا بس کن، این لوس بازی ها مال وقتی بود که هنوز ازدواج نکرده بودیم !!

63- ابتدا خداوند زمین را آفرید سپس استراحت کرد ، بعد مرد را آفرید سپس استراحت کرد  ، آنگاه زن را آفرید سپس نه خدا استراحت کرد نه مرد نه زمین !!!

64- خانومایی که پول دارن میرند دماغشون را عمل میکنند ، اونایی که پول ندارند میگن که نباید در کار خدا دخالت کرد!!


مجموعه شادی و خنده!  قسمت دوم 31 تا 60

31- یک روز سه زن که سر یک چیز پیش پا افتاده دعوایشان شده بود در کلانتری با صدای بلند داد و بیداد راه انداخته بودند. طوری که کم مانده بود شیشه ها ترک بردارند. ظاهرا قصد ساکت شدن هم نداشتند. اما وقتی مامور پلیس به آنها گفت که اول کسی که بزرگ تر از دو نفر دیگر است، حرفش را بزند، همه آنها ساکت شدند!

32- مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!


مجموعه شادی و خنده!  قسمت اول 1 تا 30

 1- چرخه زندگی مرد ها: در بچگی، مامان ذلیل ، در جوانی: دوست دختر ذلیل ، در میان سالی: زن ذلیل ، در پیری: فرزند ذلیل ، بعد از مرگ: ذلیل مرده

2- مرده عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه : يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه ، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست.

3- زن از شوهرش ميپرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور ميتونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟


یک روزی ...

نسخه دکتر: بیمار:آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!    دکتر: مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟    بیمار: چرا پیچیدم دور انگشتم ولی اثر نداشت؟

در کلاس زیست شناسی:  معلم:سعید!  دو تا حیوان دوزیست نام ببر.    سعید: قورباغه و برادرش.

انشاء: معلم از دانش آموزان خواست که انشاء درباره یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر،    معلم از او پرسید: تو چرا نمی نویسی؟   دانش آموز جواب داد:نوشته ام!    معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد.   نوشته بود: به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد!

مرد چهار شانه:  مردی جلوی مردی دیگر می ایستد و می گوید: شما آقا حمید هستید؟    آن مرد می گوید: بله، چه طور مگه؟    می گوید: آخه من شنیدم که شما مردی چهار شانه هستید؛ ولی حالا که شما را دیدم دو شانه بیشتر ندارید!