جزئیات این بخش

تعداد مطالب: 11
تعداد صفحات: 2

جذابترین های این بخش

آیا میدانستید؟

خدمات

گزارشات

سیستم عامل: Unknown OS Platform
مرورگر شما: Unknown Browser
کشور شما: United States
موقعیت شما: 54.145.118.24

بازدید دیروز: 0
بازدید کننده دیروز: 0
بازدید امروز: 4089
بازدید کننده امروز: 2214
بازدید کل تا به امروز: 1639912

GPS آنلاین

مسیر یاب آنلاین آسان

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای مدار سیم کشی برق موتورسیکلت

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت آپاچی 180 و آپاچی 160

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت تریل سوزوکی

تبلیغات

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت هندا

تاجر ثروتمندی و چهار همسر

در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت . همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد . بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد.


حکايت بهلول و شيخ جنيد بغداد

آورده‌اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او....


چقدر سخته

چقدر سخته

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیـد و بـجاش یه زخــم همیشگـی رو قلبت هدیه داد

زول بزنـی و بجای اینکه لبریز کینه و نفـرت شـی حس کنی که هنوز هم دوسش داری . . .


این را آبشار به من آموخت!

در سقوط هم می توان سهمگین،باشکوه،با صلابت و زیبا بود.
این را آبشار به من آموخت!


7 نکته خطر ناک از بزرگ مرد سرزمین هندوستان

از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:

1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.


ملانصرالدین و ازدواج

روزی دوستی از ملا نصرالدین پرسید :

ملا تا به حال بفکر ازدواج افتاده ای؟

ملا در جوابش گفت : بله زمانی که جوان بودم بفکر ازدواج افتادم

 دوستش پرسید : خب چی شد؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم ، که بسیار زیبا بود ، ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود

به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیز هوش و دانا ، ولی من ، او را هم نخواستم ، چون....


عشق و مرگ

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!


داستان زیبا و عاشقانه ی دختر فداکار

همسرم با صدای بلندی گفت:  تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟  میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟ روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم. تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد.  اشک در چشمهایش پر شده بود… ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت. آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود. گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟ فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی..................


معنی عشق؟

دختر بچه ای از برادرش پرسید:

معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،

از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم

 


نصیحتی چند......

از سه نفر هرگز متنفر نباش: فروردینی‌ها، مهری‌ها و اسفندی‌ها؛ چـون بهتـرین هستند!

سه نفر را هرگز مرنجان: اردیبهشتی‌ها، تیری‌ها و دی‌ای‌ها؛ چـون صادق هستند!

سه نفر را هیچ‌ وقت مگذار از زندگی‌ات بیرون بروند: شهریوری‌ها، آذری‌‌ها و آبانی‌ها؛ چـون به درد‌دلت گوش می‌دهند!

و باز هم سه نفر را هرگز از دست مده: مردادی‌ها، خردادی‌ها و بهمنی‌ها؛ چـون دوست ِ واقعی هستند

ارسال شده توسط بازدید کننده: Mr Kaveh