جذابترین های این بخش

مطالب هم شاخه

آیا میدانستید؟

خدمات

گزارشات

سیستم عامل: Unknown OS Platform
مرورگر شما: Unknown Browser
کشور شما: United States
موقعیت شما: 54.145.118.24

بازدید دیروز: 0
بازدید کننده دیروز: 0
بازدید امروز: 4127
بازدید کننده امروز: 2233
بازدید کل تا به امروز: 1639948

GPS آنلاین

مسیر یاب آنلاین آسان

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای مدار سیم کشی برق موتورسیکلت

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت آپاچی 180 و آپاچی 160

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت تریل سوزوکی

تبلیغات

تبلیغات

دانلود دفترچه راهنمای سرویس و نگهداری موتورسیکلت هندا

موزیک > بیوگرافی هنرمدان > 

استاد جواد بدیع ‌زاده (بیوگرافی)

زندگی:

سید جواد بدیع زاده خواننده، موسیقیدان و نواساز ایرانی در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه بود که به سید اناری شهرت داشت. وی فرزندش را غالباً به مجالس وعظ و روضه‌خوانی خود می‌برد تا با شیوه آوازخوانی مذهبی آشنا شود. بدیع المتکلمین با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه‌خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسیقی ردیف سنتی و گوشه‌های بی‌شمار آن را از پدر و نیز از دایی خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نیز از واعظان مشهور زمان خود بود، فرا گرفت.

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱ در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد.

 

بدیع‌زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز شهرت دارد. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه‌پرکنی «هیز مسترزویس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع‌زاده به عنوان نخستین خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‌های خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع‌زاده ۲۴ تصنیف ساخت که همه روی صفحه ضبط شده‌است. او در سال‌های بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ‌های خود افزوده‌است.

 

معروفترین آثار:

از میان آفریده‌های معروف او می‌توان از سرود «ایران، کشور داریوش» و ترانه‌های جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و «خزان عشق» یاد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده‌است.

 

فعالیت ها:

 

 

بدیع‌زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار هنرمندانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار مشهوری را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. بدیع‌زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.

 

مرگ:

جواد بدیع زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: ۸ ردیف: ۲ شماره: ۲۶) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده‌است.

 

زندگی نامه  کامل استاد سید جواد بدیع زاده به نقل از سایت آواز اصیل ایرانی:

 

سال 1281 خورشيدي در محله پاچنار تهران در خانواده‌يي روحاني از سادات كاشان پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش سيد رضا ملقب به بديع‌المتكلمين معروف به سيد اناري از وعاظ به نام تهران و از بزرگان مبارزين صدر مشروطيت بوده كه نام او و شرح مبارزاتش در تاريخ مشروطيت ايران ثبت است. وي به تمام رديف‌هاي آواز تسلط كافي داشته و از سنين كودكي مداوما” تحت تعليمات پدرش براي يادگيري گوشه‌ها و رديف‌هاي آواز قرار مي‌گيرد و دايي او، ميرزا يحيي سعيد‌الواعظين كه از بهترين خوانندگان عصر خويش بوده است در يادگيري او سهم به سزايي داشته است. او از همان سنين كودكي به همراه پدرش در مجالس وعظ و روضه خواني شركت مي‌كرده و از مشكلاتي كه براي پدر به علت مبارزات آزادي‌خواهي، سياسي پيش مي‌آمد، چون فرزند بزرگ بود، سرپرستي خانواده را به عهده داشت.

دوران تحصيلات ابتدايي را در مدرسه تدين گذراند و تحصيلات متوسطه را به ترتيب در مدارس آليانس فرانسوي‌ها واقع در خيابان اكباتان (ملت) و دبيرستان داراالفنون به پايان مي‌رساند. بعد از اتمام دوره تحصيلات متوسطه از دبيرستان دارالفنون براي چه سالي مشغول به كار مترجمي زبان فرانسه و منشي‌گري تجارتخانه‌هاي آن زمان مي‌گردد، تا آن كه در سال 1304 شمسي به استخدام مجلس شوراي ملي در مي‌آيد و با سمت مسئول بليت و لوايح در آنجا به كار مي‌پردازد. در همان سال نماينده كمپاني و با سمت مسئول بليت و لوايح در آنجا به كار مي‌پردازد. در همان سال نماينده كمپاني صفحه پر كني ”هيز مسترزويش” انگلستان به ايران آمده و قصد تهيه و پر كردن صفحاتي چند از هنرمندان و خوانندگان ايراني را داشته است. نماينده اين كمپاني به نام آقاي ”جيمس” پس از تحقيق و مطالعات بسيار و گوش فردادن به صداي بسياري از خوانندگان ايراني بنا به توصيه عبدالحسين شهنازي نوازنده بزرگ تار، پسر كوچكتر آقا حسينقلي استاد به نام اين ساز، بديع‌زاده را براي پر كردن تعدادي از اين صفحات انتخاب مي‌كند. ولي او ابتدا از ملاقات با نماينده كمپاني به علت كار در مجلس شورا و بعضي مسائل اجتماعي ابا داشته است ولي بعدا” با اصرار عبدالحسين شهنازي، روزي به اتفاق جهانگير وفادار (نوازنده ويولون و برادر بزرگ مجيد وفاداد، و نوراله همايون شاعر و ترانه‌سرايي كه خيلي از تصانيف او را سروده است در محل استقرار ضبط واقع در چهارراه حسن‌آباد حاضر و كار ضبط را شروع ميكند. در يادداشت‌هاي زنده ياد بديع‌زاده آمده كه خود مي‌گويد: ”در ابتدا، پس از مشورت با نوراله همايون قرار بود با نام مستعار كار را شروع كنم ولي چون كنم ولي چون پدر من ملقب به ”بديع‌المتكلمين”‌ بود با مشورت دوستان نام بديع‌زاده را براي روي صفحات انتخاب كردم. قرار شد پنج صفحه آواز و يكي دوتا هم تصنيف به خوانم و همايون قول داد شعر آهنگ‌هاي مرا بسازد. بعد به سراغ عبدالحسين شهنازي رفتم و همراه اين مرد هنرمند كه در آن زمان و تا زمان فعلي نوازنده‌يي به ظارفت و قدرت اين هنرمند نديده‌ام به سراغ ”مستر جيمس” رفتيم و در يكي دو جلسه دو تصنيف و سه آواز را خواندم”. اولين صفحه وي به نام ”جلوه گل”‌بر روي صفحه گرامافون ضبط مي‌گردد و اين آهنگ به عنوان اولين اثر بديع‌زاده و از آثار به يادماندني موسيقي ايراني است. صفحه بعدي در مايه افشاري به نام ”مرغ بي‌اشيان” و سه صفحه ديگر همگلي آواز در دستگاه بيات ترك، سه‌گاه و ماهور با اشعار خاوري كه عموزاده او و از شاعران دوره مشروطيت بوده است، خوشبختانه تمامي اين پنج صفحه هم اكنون، در دسترس هستند و برروي نوار ضبط گرديده‌اند. از اين زمان تا سال افتتاح راديو در سال 1319 شمسي تعداد بسياري از آثار او در كشور جاي خود را باز كرده و معروف‌ترين آنها ”ايران”، سرودي در دستگاه ماهور است. ”جانا هزاران آفرين” با شعر سعدي شاعر پر آوازه و ”خنده‌گل” با شعر نوراله همايون در مايه دشتي هستند كه هر دو با پينوي مرتضي محجوبي اجرا شده‌اند. قطعه‌يي به نام گرايلي با شعر سعدي، ”سوز عاشق”‌و شكوه دل” در دستگاه سه‌گاه با اشعار نوراله همايون كه آهنگ آن‌ها از ساخته‌هاي خود بديع‌زاده هستند. بعد از مدتي كه از افتتاح راديو گذشت سرهنگ مين باشيان، بديع‌زاده را كه در آن روزگار آوازخواني معروف و شناخته شده بود براي همكاري دعوت و او را به سروان ابراهيم آژنگ (سرپرست برنامه‌هاي موسيقي ايراني راديو) معرفي مي‌كند. در آن ايام تنها خواننده راديو، قمرالملوك وزيري بود. هيئت اركستر آن، استادان ابوالحسن صبا، مرتضي ني‌داود، حبيب سماعي و تنبك نواز هم حسين تهران. بديع‌زاده مي‌گويد: ”براي تميرين به منزل صبا رفتم و پس از آماده شدن اولين تصنيف به اداره موسيقي رفته و با اركستر ياده شده به محل راديو كه در بي‌سيم خيابان شميران بود رفتيم و اولين آهنگ را كه عنوان آن ”ساز و سبو” بود با قطعه ضربي گرايلي در شور و چند شعر با آواز اجرا كردم. و به اين صورت دومين آوازخوان در راديو بعد از قمرالملوك وزيري بودم”. بعد از شروع كارش با راديو چندين آهنگ از ساخته‌هاي ابراهيم آژنگ و دو با اشعار نيما يوشيج در اين برنامه‌ها اجرا كرد كه يكي از آن‌ها در مايه بيات ترك است و دو آهنگ ديگر كه كمي مدرن‌تر و در ريتم دو چهارم به نام ”فو كستروت مينا”‌و ”فو كستروت مينو” با اشعار نيمايوشيج.

 

 

 تا قبل از افتتاح راديو، بديع‌زاده خيلي از با ارزش‌ترين آثار خود را خلق كرده بود. در سال 1315 شمسي، كمپاني صفحه پركني ”اودئون”‌ آلمان از وي رسما” دعوت مي‌كند تا به آلمان برود و تعدادي صفحه پركند. او در آن سال به برلين مي‌رود و در اين سفر تنها نوازنده‌يي كه به همراه داشت اسماعيل ساتري نوازنده ويولون و تار بود كه از نظر علمي وارد به موسيقي نيز بود. به همين جهت در آن ديار به كمك ميزبان آلماني خود براي پيدا كردن هنرمندان مناسب تحقيق و با گروه كوچكي كه عبارت از يك ويولون و يك پيانو بوده است انتخاب مي‌كند و تعداد 40 صفحه و آثارش را كه همه آنها با همان اركستر است بر روي صفحه گرامافون كمپاني اودئون ضبط كرده است. ”خزان عشق”  يا ”شد خزان”‌ از معروفترين و زيباترين آثار ماندني بديع‌زاده در دستگاه همايون با شعري از رهي معيري سراينده نامي از همه مشخص‌تر است. ”داد دل”  و ”هديه به خاك”  هر دو در دستگاه بيات اصفهان ساخته شده‌اند. اين دو آهنگ مخصوصا” از غنا و تكامل موسيقي ايراني، نغمات بسيار زيبا برخوردارند شعر هر دو آهنگ از نوراله همايون است. اشعار ”خزان عشق” با اين مضمون آغاز مي‌شود:

 

شد خزان گلشن آشنايي           باز هم آتش به جان زد جدايي

 

 

 عمر من اي گل طي بهر تو          وز تو نديدم جز بدعهدي و بيوفايي

 

با تو وفا كردم تا به تنم جان بود        عشق و وفاداري با تو چه دارد سود

 

آهنگ ديگر اثري خزن‌انگيز و بس زيبا در رثاي عزيز از دست رفته‌يي است كه شعرش از خود بديع‌زاده مي‌باشد. اي آهنگ به نام ”گل پرپر”  از همراهي زيباي اركستر آلماني برخوردار است. ” دل هر جايي”  در مايه افشاري، ”واي بر من واي بر دل”   در دستگاه همايون هر دو با شاعار نوراله همايون و ديگري اثري زيبا در دستگاه ماهور به نام ”زيب گلشن”  كه به سرود فروردين نيز معروف گشته و بالاخره آهنگهايي شاد با اشعاري طنز گونه و فكاهي كه اين اشعار در روزنامه ”اميد”  آن زمان به چاپ رسيده ”يكي يك پول خروس”،  ”ماشين مشدي ممدلي”  و ”خيلي قشنگه”  همگي در دستگاه ماهور و چون ديگر آثارش نظم اجراي گوشه‌ها به خوبي احساس مي‌شود. بديع‌زاده بعد از قريب به يكسال توقف در شهر برلين  و بر جاي گذاشتن صفحاتي از آثارش به وطن باز مي‌گردد و بعد از چندي تدارك سفر ديگري را مي‌بيند و اين بار به دعوت كمپاني صفحه پركني ”سودوا”  به همراه ابوالحسن صبا” اسماعيل مهرتاش و فرهاد ميرزا معتمد نوازنده چندين ساز منجمله پيانو عازم حلب مي‌گردند و آهنگ‌هايي بر روي صفحات گرامافون اين كمپاني پر مي‌كند. سرود ”پرچم ايران”‌ در ماهور، ترانه ”نقش حقيقت”  با اشعار نوراله همايون و آهنگي از اسماعيل مهرتاش به نام ”زال زالك”  با اشعار فكاهي از سيد غلامرض روحاني، طنز سراي معروف آن زمان سروده مي‌باشد. در سال 1324 و بعد از پايان جنگ جهاني پارسيان مقيم هندوستان جشن‌هاي بزرگي را تدارك مي‌بينند. براي اجراي برنامه از هنرمندان ايراني دعوت به عمل مي‌آيد. بديع‌زاده با هيئتي به سرپرتسي مهدي خالدي آهنگساز و هنرمند شايسته ويولون، يويف كاموسي و محمدتقي پروانه و علي زادهدي عازم آن ديار مي‌گردد. در هندوستان، مدتي بيش از يكسال، بديع‌زاده و ديگر هنرمندان به طور مرتب به اجراي برنامه‌هاي موسيقي ايراني مي‌پردازند و كنسرت‌هاي متعدد و به خصوص در محل سفارت ايران در دهلي اجرا مي‌كنند و موسيقي سنتي ايراني را به گوش مردمان دور دست اين كشور در آن زمان مي‌رسانند. بديع‌زاده و ديگر هنرمندان براي مدتي هم به دعوت كمپاني صفحه پركني ”ايران ركورد”   كه در بمبئي مستقر بوده و كاملا”‌در اختيار ايرانيان پارسي مقيم هند قرار داشته است به اين شهر با هيئت اركستر رفتند و در حدود 50 صفحه پر مي‌كنند كه از جمله: سرود ”ايران و هند”‌ شعر از محمدعلي مشايخ در ماهور، سرود ”فر فروردين” در راست پنج‌گاه، سرود ”جشن نوروزي” در دستگاه ماهور با شعر نيرسينا و ترانه ”بوسه شيرين” در دستگاه همايون، ”خسرو خوبان”  در مايه دشتي همگي از ساخته‌هاي خود بديع‌زاده هستند و سرود ”ايران ما” در مايه ماهور از ساخته‌هاي موسي معروفي، ترانه‌هايي در ماهور با شعر و آهنگ امير جاهد از جمله صفحات ضبط شده در آن ديار هستند. بديع‌زاده همچنين كنسرت بزرگي هم در شهر بمبئي براي پارسيان ايراني براي تجليل از مقام فردوسي شاعر بلند آوازه ايران اجرا كرده است كه آن را هميشه از افتخارات بزرگ دوران زندگي خود مي‌دانست. بعد از بازگشت از اين سفر، كار مداوم چندين ساله و خلق آثار بسيار و سفرهاي پي‌در‌پي و طولاني او را بيش از بيش خسته كرده و او را از ادامه كار مداوم و خلق آثار بعدي با همان شوق و علاقه قبلي تا حدي بازمي‌دارد و در سال 1331 شمسي هم از مجلس شوراي ملي به بازنشستگي نائل مي‌شود و به طور دائم در اختبار راديو قرار مي‌گيرد و تا آخرين سال‌هاي همكاري و فعاليت با راديو به عنوان عضر مؤثر و ناظر بر اجراي برنامه‌هاي موسيقي ايران در اين سازمان به خدمت مشغول بوده است. حاصل اين ايام ارائه آهنگ براي برنامه گلها در مايه سه‌گاه به نام ”رفتي و بازآمدي”  با صداي دلنشين حسين قوامقي و آهنگي به نام ”باد مهرگان”  در دستگاه همايون با آواز منوچهر همايون پور با شعري عارفانه از ”ورطا”  اركستر سازهاي ملي به رهبري استاد روح‌اله خالقي و آهنگي ديگر در شور با شعر مؤيد ثابتي و آهنگي در مايه دشتي با صداي ايرج كه بر روي شعر مقدمه گلستان سعدي ساخته شده نام برد. و اما آهنگ‌هاي ديگر او همان‌طور كه قبلا” شاره شد، در تهران بر روي صفحه گرامافون ضبط شده‌اند مانند: ”جلوه گل” ، ”مرغ بي‌آشيان”، ”سوز عاشق” و ”شكوه دل” و ديگر آثار او همگي از آهنگ‌هاي زيبا و به يادماندني موسيقي ايراني است كه متاسفانه هنوز به دست كمتر هنرمندي دوباره سازي و بازخواني شده‌اند. بداهت و تازگي و عدم تكرار جمله‌ها و قسمت‌هاي مختلف آهنگ‌هاي بديع زاده كه در هيچيك از آن‌ها دو قسمت مساوي و يكسان با يك آهنگ شنيده نمي‌شود از ويژگي‌هاي بارز آثار اين هنرمند است. بديع‌زاده از علاقمندان علمي و منطقي و وسعت موسيقي اياني به شمار مي‌ورد و با وجود نظرات ضد و نقيضي كه بر عليه موسيقي ايران زمين توسط معدودي از دنباله روندگان غربي اظهار شده است كه تماما” باطل است، با دلايل منطقي و علمي، وسعت و پايه موسيقي اصيل ايراني را اثبات مي‌كند. شادروان جواد بديع‌زاده، با تمام هنرش هنوز براي جامعه هنر دوستان و ملت ايران به خصوص، آن طور كه بايد شناخته نشده و مي‌بايست براي شناخت بيشتر او و آثارش در هنر موسيقي اصيل و سنتي ايران هرچه بيشتر مداقه و كاوش كرد تا شايد روزي آن‌طور كه در خور شان او است به علاقمندان موسيقي اين مرز و بوم شناسانده شود. وي تا آخرين روزهاي زندگي‌اش از مصاحبت و همنشيني با استادان و هنرمندان ديگر غافل نبود و منزل مسكوني‌اش در شميران محل اجتماع و رفت و آمد بسياري از هنرمندان و هنر دوستان بود كه از همنشيني با او لذت مي‌بردند، از بزرگاني كه هيچگاه او را تا آخرين لحظات زندگي ترك نگفتند، مي‌توان از اسماعيل مهرتاش، هنرمندارزنده تئاتر، موسيقي و معلم آواز نام برد، علي تجويدي، پرويز ياحقي، منوچهر همايون‌پور و بيژن‌ترقي و نوراله همايون و بالاخره شاعر گرانقدر نواب صفا از صفا از جمله نزديكان دائمي او بوده‌اند. به واسطه همين همنشيني‌ها، او خاطرات و يادداشت‌هاي فراوان از تمامي هنرمندان هم عصر خود و تا حدودي پيش از خود در حفظ داشت و از اين رو، مي‌توان او را به عنوان حافظ بخشي از تاريخ موسيقي ايراني نام برد كه خوشبختانه تمامي اين خاطرات و يادداشت‌هاي بيش از 60 سال زندگي هنري و معارشت با طبقات مختلف هنرمندان به صورت دست نوشته باقي مانده و در اختيار فرزاندش قرار دارد كه اميد است با انتشار آن دوراني از تاريخ ناگفته موسيقي ايراني را بتوانم در دسترس عموم قرار دهم. او در روز 10 دي‌ماه 1358 شمسي در سن 77 سالگي به علت بيماري و ضعف ناشي از سكته مغزي ، چشم از جهان فرو بست و رفت، ولي بسياري از آثار گرانبهايش در اختيار دوستداران موسيقي ايراني به جاي مانده است، روانش شاد.

 

 منوچهر همايون‌پور كه تا آخرين لحظات حيات بديع‌زاده در منزلش رفت و آمد داشته و سال‌ها با او حشر و نشر داشته مي‌نويسد:

 

اين خط جاده‌ها كه به صحرا نوشته‌اند              اران رفته با قلم پا نوشته‌اند

 

 سنگ مزارها همه سر بسته نامه‌هاست              ز آخرت به مردم دنيا نوشته‌اند

 

 در ذيل صفحه 34 ارزنده و خواندني: (نان جو و دوغ‌گو) اثر استاد ابراهيم باستاني پاريزي، درباره زندگي نامه اسنان‌ها مطلب جالبي است كه براي اين مقدمه آن را نقل مي‌كنم، ”كسي كه عمري در تاريخ صرف كرده، خو، يك پا مزار تاريخ است”. گويا يك مثل اسپانيولي مي‌گويد:” وقتي كه يك پيرمرد مي‌ميرد، يك متابخانه، سوخته مي‌شود”. مقصود آن است كه خاطرات او، كه خود كتابخانه‌اي است، به گور مي‌رود و شايد به همين حساب بوده است كه ماكسيم گورگي هم مي‌گويد: ”زير هر سنگ قبر يك تاريخ كامل خوابيده است”! اين البته اظهار نظر يك شخصيت شناخته شده و بزرگ ادبيات جهان است و نقل آن از يك استاد تاريخ همزمان ما است. اما نويسنده اين سطور را اعتقاد بر آن است كه سرگذشت زندگي كثيري از انسان‌ها، فقط يك سطر،‌و بعضي يك صفحه و تعداد بسيار اندكي، يك كتاب و بعضي از نوادر و نوابغ روزگار كتابها است كه در آثار علمي و ادبي و هنري و تحقيقي آن‌ها به جاي مانده است و به اين ترتيب زندگي نامه يك هنرمند عبارت است از آثاري كه از او به جاي مانده است و خصوصياتي كه در ديگر افراد معمولي وجود ندارد و تاريخ تولد و فوت و زن و فرزند و شغل ديگر امور عادي و مشترك همگان در آخر كار است و آنقدرها مهم نيست. بعضي هنرمندان موسيقي، نوازندگان و خوانندگان و ... هستند كه اگر آلت موسيقي خود را به زمين به گذارند و يا به علت پيري و عوامل ديگر از نواختن دست بكشند، يا خواننده‌يي آواز خود را از دست بدهد، تبديل به آدمي معمولي و عادي مي‌شود و تنها هنر خود را از دست نداده است بلكه به جهت از دست دادن طرفداران واقعي يا دروغين و تنهايي و خلا رواني، كج خلقي، عصبانيت و پرمدعايي! كه در افراد عادي وجود ندارد، در او ظاهر مي‌شود و اطرافيان حتي در حد افراد عادي به مجالست او تن در نمي‌دهند.

 

اگر آوازخواني نتوانست مثل دوران جواني خود نغمه دل‌انگيزي سر بدهد، يا نوازنده‌‌يي قادر نبود كه آهنگ بديع و دلنشيني را از دل آلت موسيقي خود بيرون بياورد و در دوران كهولت و پيري مردم به معاشرت و مجالست و حضور او رغبت كردند و در محافل هنري احترام و مقام و منزلت او دچار تزلزل و بي‌اعتباري نشد، مي‌توان هويت و سفت (هنرمند) را به او اطلاق كرد. به تصديق دوستان مشترك ما، نواب صفا و بيژن ترقي، بديع زاده از نوادر هنرمنداني بود كه در دوران پيري محفل او گرم‌تر از روزگار جواني او بوده او در پيري چون درختي كهن سال با ميوه‌يي رسيده و نشاطآور، دل‌انگيز و فرح‌افزا بود: حالا گنجينه‌يي برگزيده از شعر و ادب فارسي به علت حضر و نشر چندين ساله يا شاعران و نويسندگان طراز اول ايران بود. خاطراتي از زندگي پر فراز و نشيب ايام كودكي و روزگار جواني، اداري، هنري، مسافرت‌هاي آلمان و هندوستان و سوريه و سال‌هاي گيرودار راديو بوده او از اكثر مظاهري كه در دور بر او بود لطيفه‌يي شادي آفرين ابداع مي‌كرد كه شنونده را غرق در نشاط و سرور مي‌كرد و اين هنرمند كيمياگر افسونگر است كه از مس كم بها در آتشكده درون خود زرناب مي‌سازد. او براي خلق اين لطائف زيبا گذشته از آشنايان و دوستان و همكاران، براي خويشان و نزديكان و حتي همسر و فرزندان خود سوژه‌هاي بكر ابداع مي‌كرد، همه مظاهر و اشيا دور و بر او با ديگران تفاوت داشت. سگ و گربه خانه بديع‌زاده با تمام سگ و گربه‌هاي شهر تفاوت داشتند و از بي‌شمار لطائف شادي آفرين كه ما سالها با آن بيان هنرمندانه شنيديم و هيچوقت كهنه نمي‌شد: ”داستان سگ او بود كه از مشاهده سبيل پر هيبت گربه خانگي و صداي پاي دزد از ترس به لانه پناه مي‌بد و در عوض براي افراد خانواده و آشنايان پارس مي‌كرد و گاهي هم اظهار وجود كرده و پاچه شلوار آنها را پاره مي‌كرد”.

 

ممكن است بعضي از خوانندگان اين سطور تصور كنند كه خواننده هنرمندي كه ترانه‌هاي شادي آفرين و عامه پسندي: (چون ماشين مشدي ممدلي و زال‌زالك) را خوانده است كه پس از انتشار در دورست‌ترين جاهايي كه گرامافوني بود از پر طرفدارترين شنوندگان را داشت، آدم بي‌خيال و بي‌دردي بود و بدون هيچ اندوه و گرفتاري در ميان اسكناس و طلا و تشك پر قو غلت مي‌زد. اصلا”‌ مسئله خلاف اين تصور است! از عوامل متعدد گرفتاري‌هاي او فقط اين يكي را نقل مي‌كنم:” بديع‌زاده را خواهري معصوم بود كه پس از اخذ ديپلم عليل و زمين‌گير شده بود. آن‌ها كه در منزل او رفت و آمد داشتند اين صحنه غم‌انگيز را سال‌ها ديده بودند هيكل و جسمي بي‌حركت كه فقط با حركت سر و گردش چشماني‌ پر از اضطراب و رمز و راز كه از جبر نامفهوم زمانه حكايت داشت به واردين خانه خوش آمدگويي خود را مي‌فهماند و طرف مقابل را از اين تراژدي درمان‌ناپذير غرق در اندوه مي‌كرد و آدم را به ياد اين قطعه معروف استاد رعدي آذرخشي مي‌انداخت، كه: ”من ندانم به نگاه توچه رازي است نهان- كه من آن راز توان ديدن و گفتن نتوان” با وجود اين منظره و ديگر گرفتاري‌هاي گوناگون اگر كسي چون او سرزنده و شاد بود و بروي خود نياورد هنر كرده است.

 

با اين كه بديع‌زاده را دو برادر و خواهراني بود، روزگار بار سنگين اين اندوه را بر دوش او نهاده بود كه گويي اصولا” دوش هنرمند براي كشيدن بار حرمان و درد متناسب‌تر از ديگران است. اما او يا همه آنچه كه گفته شد نغمه‌هاي گوناگون خود را در طول مدت 50 سال به گوش شنوندگان ايراني و بعضي از كشورهاي همسايه رسانيده و آوازها، تصانيف، سرودها و ترانه‌هاي عامه‌پسند از خود به يادگار گذاشت. مشكلات عديده زندگي را با استقامت و پايداري تحمل كه هريك از آن‌ها كافي است كه آدمي كم تحمل و معمولي را به موجودي ترشرو و بدخو تبديل كند كه هيچگاه خنده برويش نيايد. خانه او محل تجمع افراد مختلف دوستان بود. شاعران و نويسندگان معروف، موسيقي‌دان‌ها، هنرپيشگان قديمي تئاتر، بستگان و خويشاوندان خود او و همسرش كه ماشااله ”لاتعدولاتحسي”  گفتني است كه در كشيدن بار سنگين مشكلات مادي و خانوادگي كه جبر زمان در سرنوشت او قرار داده بود يك تن هميشه در كنار او بود. اين يك تن همسر برازنده، كدبانو، پرتحمل و خوشوري او بوده اين بانو از خانواه‌هاي قديمي و با اصل و نسبت ايران است، كه با تحمل آنچه كه گفته شد و يا آن همه آمد و رفت‌هاي با برنامه و يا بي‌اطلاع و سرزده در طول مدت زندگي و حيات بديع‌زاده ابرو در هم نكشيد و كلامي شكوه‌اميز از زبان او شنيده نشده و شايد بعد از موهبت آواز و هنر بديع‌زاده اين بهترين پشتوانه زندگي او بود كع: ”زن پرهيزگار طاعت دوتس- با تو چون مغز باشد اندر پوست” (اوحدي). در سالهايي كه كم كم راديو نفوذ و اعتباري در ميان مردم پيدا كرد و مديران به ظاهر منظم و سخت‌گيري در راس اداره راديو و زارت اطلاعات گماشته شدند، براي نظم و انضباط طبقه موسيقي‌دان و ترانه سرايان كه بعضي از آن‌ها اصلا” با قيد و نظم و ترتيب بيگانه‌اند حالا بايد در ساعت مقرر براي اجراي كاري جدي حاضر شوند و او متصدي اين امر تقريبا” محال است. داستان او و شهر آشوب كه قرار بود ترانه‌يي بسازد و رفت و چندماه گم شد و پس از جند ماه كه پيدا شد بديع‌زاده از او بازخواست كرد كه او برآشفت و قصيده‌يي در شصت بيت في‌المجلس و بالبداهه در دم او كارسازي كرد و اين از لطائف است كه در طول مدت شش ماه شش سطر ترانه نساخت و در شش دقيقه شصت بيت را انشاء كرده و بديع‌زاده اين قصيده و قصيده ديگري را كه هر دو در رهجو او بود، خود او شادمانه با ذكر تاريخ واقعه براي دوستان مي‌خواند، گروهي از مخالفان بديع‌زاده افرادي يك بعدي و كم مايه بودند كه آواز يا ترانه‌يي در سطح نازل مي‌خواندند و مي‌خواستند كار خود را در روزهاي جمعه در راديو ارائه كنند و بديع‌زاده به آن‌ها جواب رد داده بود. همه آن‌ها كه زبان به طعن و بدگويي مي‌گشودند چه در اين زمان و چه در گذشته معمولا”ْ افرادي بودند كه در مقايسه كار خود با او احساس كم مايگي مي‌كردند. آوازخواني با سواد، پرمطالعه، شعردان، مناسب خوان، زبان‌دان، آهنگساز، خواننده ترانه‌هاي ادبي بسيار سطح بالا و سنگين، ترانه‌هاي مردم‌پسند، ضربي‌هاي سنگين و مشكل، مجلس آرا و بذله‌گو و حاضر جواب و خندان و خوشرو، مردم‌دار و در خانه‌باز و مهم‌تر از همه حدود ششصد آهنگ كه بر روي صفحات گرامافون و بعدا” در نوار ضبط است كه اغلب آهنگ‌ها  و بعضي شعر ترانه‌ها از خود او است. در سال 1322 شمسي كه روان‌شاد روح‌اله خالقي يك دسته اركستر بزرگ ايراني با شركت 29 نفر استادان و نوازندگان معروف و زبردست تشكيل داد كه تا آن تاريخ سابقه نداشت بديع‌زاده و عبدالعلي وزيري خوانندگان برگزيده اين اركستر بودند. از او چهار فرزند پسر و يك دختر به جاي مانده است كه همه در ضمن آشنايي با موسيقي به درجات عالي علم و دانش رسيده‌اند

 

منبع:كتاب خاطرات بديع زاده(گلبانگ محراب تا بانگ مضراب)


نام: 3374
ایمیل:
سایت: